على اصغر حلبى

216

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

است و چون از جنس واحد « عمل متضادّ صادر نمىشود ، مثل اينكه از آتش در يك زمان گرم كردن و سرد كردن و از برف گرم كردن و سرد كردن بر نمىآيد . . . لذا روشن مىگردد كه افعال انسان و ساير جانوران جنس واحدى است و همهء آنها حركات است » ( بغدادى ، الفرق ، 21 - 120 ) . بر اين قول نظّام اعتراضات زيادى وارد شده ، از جمله اين راوندى مىگويد : قول به اينكه افعال حيوان از يك جنس است بدين معنى است كه كفر مثل ايمان ، و علم مثل جهل ، و دوستى همانند دشمنى است ( خيّاط ، انتصار ، 40 - 38 ) . و بغدادى گويد : اين قول شبيه سخن ثنويّه است كه نور فاعل خير است و شرّ از او نيست و ظلمت فاعل شرّ است و خير از او نيست ( الفرق ، 120 ) . 7 . متضادّ و مستحيل . نظّام معتقد بود كه در مقهور بودن متضادّات جهت اجتماع دليل بارزى بر وجود بارى تعالى هست . او مىگفت : سرما را مىبينى كه ضدّ گرماست ، و مىدانى كه دو ضدّ از پيش خود با هم جمع نمىشوند ، پس در مىيابى كه جامعى هست كه آن دو را جمع مىكند و قاهرى هست كه آنها را بر خلاف وضع طبيعىشان مقهور مىسازد . و هر چيزى كه بتوان قهرش كرد آن چيز ضعيف است ، و ضعف او دليل حدوث اوست ، و نيز دليل است بر اينكه او را محدثى هست . پس كسى كه آن دو را ايجاد مىكند و بر اجتماع مقهورشان مىسازد و خود انسان را نيز ايجاد مىكند ، خداى تعالى است كه هيچ چيزى شبيه او نيست ( خيّاط ، الانتصار ، 47 - 46 ) . با اين همه ابن راوندى مىگويد ، نظّام معتقد است كه ممكن نيست خداى تعالى بر انجام كار محال قادر باشد . مانند اينكه شىء سردكننده را گرم‌كننده و شىء گرم را سردكننده سازد ، زيرا محال است كه جوهر ، چيزى را كه عمل آن در طبيعت او نيست انجام دهد ( شهرستانى ، الملل و النحل ، 1 / 62 ) ولى خيّاط صدور چنين قولى را از نظّام انكار مىكند ( انتصار ، 48 - 47 ) . 8 . كمون . نظام معتقد بوده است كه خداى تعالى آدميان و جانوران و گياهان و معادن و ساير موجودات را دفعة واحده آفريده است ، و مثلا آفرينش آدم بر آفرينش فرزندان او مقدّم نبوده است ، و نيز آفرينش مادران بر آفرينش فرزندان سابق نبوده است . و ليكن خدا برخى از آنها را در برخى ديگر مكمون و پنهان ساخته است ، و لذا تقدّم و تاخّر آنها تنها در ظهور آنان از مكمن‌هاى آنها واقع مىشود نه در آفرينش آنها ( بغدادى ، الفرق ، 127 ؛